فال حافظ · غزل ۱۱۳

ارزش یاری به ناتوان

بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی دادکه تابِ من به جهان، طُرِّهٔ فلانی داد

دلم خزانهٔ اسرار بود و دستِ قضادرش بِبَست و کلیدش به دل‌سِتانی داد

شکسته‌وار به درگاهت آمدم، که طبیببه مومیاییِ لطفِ توام، نشانی داد

تنش درست و دلش شاد باد و خاطر خوشکه دست دادش و یاریِ ناتوانی داد

برو معالجهٔ خود کن ای نصیحت‌گوشراب و شاهدِ شیرین، که را زیانی داد؟

گذشت بر منِ مسکین و با رقیبان گفتدریغ، حافظِ مسکینِ من، چه جانی داد

تأمل روانشناختی

«تنش درست و دلش شاد باد و خاطر خوش / که دست دادش و یاری ناتوانی داد» ستایش کسی است که به ناتوانی کمک کرده است. یاری رساندن نه فقط به دیگران، که به معنای زندگی خود ما هم کمک می‌کند. و «برو معالجهٔ خود کن ای نصیحت‌گو» یادآوری است که قبل از نصیحت دیگران، به خودمان بپردازیم.

پرسشی برای امشب

امروز به چه کسی می‌توانی «دست یاری» بدهی؟ و چه کسی به تو کمک کرده که از او قدردانی نکرده‌ای؟

فال حافظ پیشگویی نیست؛ تأمل‌ها برای خودشناسی و گفتگو نوشته شده‌اند و جنبه درمانی یا تشخیصی ندارند.

فالت را با دیگران به اشتراک بگذار

نیتی تازه

اگر دلت می‌خواهد درباره‌اش حرف بزنی

متخصصان مهارت‌های ارتباطی