فال حافظ · غزل ۱۳۵

بطالت بس، از امروز کار

چو باد، عزمِ سرِ کویِ یار خواهم کردنفس به بویِ خوشش مُشکبار خواهم کرد

به هرزه بی می و معشوق عمر می‌گذردبِطالتم بس از امروز کار خواهم کرد

هر آبروی که اندوختم ز دانش و دیننثارِ خاکِ رهِ آن نگار خواهم کرد

چو شمعِ صبحدمم شد ز مهر او روشنکه عمر در سر این کار و بار خواهم کرد

به یادِ چشم تو خود را خراب خواهم ساختبنایِ عهدِ قدیم استوار خواهم کرد

صبا کجاست؟ که این جانِ خون گرفته چو گُلفدای نَکهَتِ گیسویِ یار خواهم کرد

نفاق و زَرق نبخشد صفایِ دل حافظطریقِ رندی و عشق اختیار خواهم کرد

تأمل روانشناختی

«به هرزه بی می و معشوق عمر می‌گذرد / بطالتم بس از امروز کار خواهم کرد» لحظه تصمیم برای تغییر است: دیگر نمی‌خواهم عمرم بی‌معنا بگذرد. و «نفاق و زرق نبخشد صفای دل» می‌گوید آرامش دل از اصالت می‌آید. تغییر، از یک «امروز» شروع می‌شود.

پرسشی برای امشب

از امروز می‌خواهی به چه کاری بپردازی که مدت‌هاست به تعویقش انداخته‌ای؟

فال حافظ پیشگویی نیست؛ تأمل‌ها برای خودشناسی و گفتگو نوشته شده‌اند و جنبه درمانی یا تشخیصی ندارند.

فالت را با دیگران به اشتراک بگذار

نیتی تازه

اگر دلت می‌خواهد درباره‌اش حرف بزنی

متخصصان اهمال‌کاری و بی‌انگیزگی