فال حافظ · غزل ۱۴۰

دلبر رفت و خبر نکرد

دلبر بِرَفت و دلشدگان را خبر نکردیادِ حریفِ شهر و رفیقِ سفر نکرد

یا بختِ من طریقِ مروت فروگذاشتیا او به شاهراهِ طریقت گذر نکرد

گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنمچون سخت بود در دلِ سنگش اثر نکرد

شوخی مکن که مرغِ دلِ بی‌قرارِ منسودایِ دامِ عاشقی از سر به درنکرد

هر کس که دید رویِ تو بوسید چشمِ منکاری که کرد دیدهٔ من، بی‌نظر نکرد

من ایستاده تا کُنَمَش جان فدا چو شمعاو خود گذر به ما چو نسیمِ سحر نکرد

تأمل روانشناختی

«دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد» از رفتن بی‌خبر می‌گوید و حافظ دو احتمال را می‌سنجد: «یا بخت من طریق مروت فروگذاشت / یا او به شاهراه طریقت گذر نکرد». این دیدن چند احتمال، به جای سرزنش مطلق خود، نشانه تفکر سالم است. همیشه تقصیر ما نیست.

پرسشی برای امشب

در جدایی‌ای که تجربه کرده‌ای، آیا همه تقصیر را به خودت داده‌ای؟ احتمال‌های دیگر چه بود؟

فال حافظ پیشگویی نیست؛ تأمل‌ها برای خودشناسی و گفتگو نوشته شده‌اند و جنبه درمانی یا تشخیصی ندارند.

فالت را با دیگران به اشتراک بگذار

نیتی تازه

اگر دلت می‌خواهد درباره‌اش حرف بزنی

متخصصان شکست عاطفی