فال حافظ · غزل ۱۴۱

آنچه غم عشق با دل کرد

دیدی ای دل که غمِ عشق دگربار چه کرد؟چون بشد دلبر و با یارِ وفادار چه کرد

آه از آن نرگسِ جادو که چه بازی انگیختآه از آن مست که با مردمِ هشیار چه کرد

اشکِ من رنگِ شفق یافت ز بی‌مِهری یارطالعِ بی‌شفقت بین که در این کار چه کرد

برقی از منزلِ لیلی بدرخشید سحروَه که با خرمنِ مجنونِ دل‌افگار چه کرد

ساقیا جامِ مِی‌ام دِه که نگارندهٔ غیبنیست معلوم که در پردهٔ اسرار چه کرد

آن که پُرنقش زد این دایرهٔ میناییکس ندانست که در گردشِ پرگار چه کرد

فکرِ عشق آتشِ غم در دلِ حافظ زد و سوختیارِ دیرینه ببینید که با یار چه کرد

تأمل روانشناختی

«دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد» صدای کسی است که بار دیگر زخم عشق را تجربه کرده است. و «نیست معلوم که در پردهٔ اسرار چه کرد» یادآوری می‌کند که همه چیز را نمی‌توان فهمید. گاهی بهترین کار در برابر آنچه نمی‌فهمیم، مراقبت از دل خود است تا پیدا کردن همه پاسخ‌ها.

پرسشی برای امشب

آیا الگویی در رابطه‌هایت می‌بینی که «دگربار» تکرار می‌شود؟ از آن چه می‌آموزی؟

فال حافظ پیشگویی نیست؛ تأمل‌ها برای خودشناسی و گفتگو نوشته شده‌اند و جنبه درمانی یا تشخیصی ندارند.

فالت را با دیگران به اشتراک بگذار

نیتی تازه

اگر دلت می‌خواهد درباره‌اش حرف بزنی

متخصصان شکست عاطفی