فال حافظ · غزل ۱۷۲

حیرت

عشقِ تو نهالِ حیرت آمدوصلِ تو کمالِ حیرت آمد

بس غرقهٔ حالِ وصل کآخرهم بر سرِ حالِ حیرت آمد

یک دل بنما که در رَهِ اوبر چهره نه خالِ حیرت آمد

نه وصل بِمانَد و نه واصلآنجا که خیالِ حیرت آمد

از هر طرفی که گوش کردمآوازِ سؤالِ حیرت آمد

شد مُنهَزِم از کمالِ عزّتآن را که جلالِ حیرت آمد

سر تا قدمِ وجودِ حافظدر عشق، نهالِ حیرت آمد

تأمل روانشناختی

این غزل سراسر از «حیرت» می‌گوید: «عشق تو نهال حیرت آمد / وصل تو کمال حیرت آمد». حیرت، شگفتی در برابر چیزی بزرگ‌تر از فهم ماست. در روانشناسی، تجربه «شگفتی» یکی از عواطفی است که ذهن را باز و دل را آرام می‌کند و ما را از دغدغه‌های کوچک فراتر می‌برد.

پرسشی برای امشب

آخرین بار کی از چیزی واقعاً «حیرت» کردی؟ چه چیزی این روزها می‌تواند شگفت‌زده‌ات کند؟

فال حافظ پیشگویی نیست؛ تأمل‌ها برای خودشناسی و گفتگو نوشته شده‌اند و جنبه درمانی یا تشخیصی ندارند.

فالت را با دیگران به اشتراک بگذار

نیتی تازه

اگر دلت می‌خواهد درباره‌اش حرف بزنی

متخصصان خودشناسی و رشد فردی