فال حافظ · غزل ۱۷۳

خوشا سروی که از بار غم آزاد است

در نمازم خَمِ ابرویِ تو با یاد آمدحالتی رفت که محراب به فریاد آمد

از من اکنون طمعِ صبر و دل و هوش مدارکان تحمّل که تو دیدی همه بر باد آمد

باده صافی شد و مرغانِ چمن مست شدندموسمِ عاشقی و کار به بنیاد آمد

بویِ بهبود ز اوضاعِ جهان می‌شنومشادی آورد گل و بادِ صبا شاد آمد

ای عروسِ هنر از بخت شکایت مَنِماحجلهٔ حُسن بیارای که داماد آمد

دلفریبانِ نباتی همه زیور بستنددلبرِ ماست که با حُسنِ خداداد آمد

زیرِ بارند درختان که تعلّق دارندای خوشا سرو که از بارِ غم آزاد آمد

مطرب از گفتهٔ حافظ غزلی نَغز بخوانتا بگویم که ز عهدِ طربم یاد آمد

تأمل روانشناختی

«زیر بارند درختان که تعلق دارند / ای خوشا سرو که از بار غم آزاد آمد» تمثیلی زیبا از رهایی است: درخت میوه‌دار زیر بار خم می‌شود و سرو سبکبار ایستاده است. و «بوی بهبود ز اوضاع جهان می‌شنوم» امیدی است به بهتر شدن اوضاع. کم کردن تعلق‌های دست‌وپاگیر، سبکبالی می‌آورد.

پرسشی برای امشب

زیر بار کدام تعلق خم شده‌ای؟ اگر کمی سبک‌تر شوی، چه تغییری می‌کند؟

فال حافظ پیشگویی نیست؛ تأمل‌ها برای خودشناسی و گفتگو نوشته شده‌اند و جنبه درمانی یا تشخیصی ندارند.

فالت را با دیگران به اشتراک بگذار

نیتی تازه

اگر دلت می‌خواهد درباره‌اش حرف بزنی

متخصصان اضطراب و استرس