فال حافظ · غزل ۱۷۴

بازگشت به لطف

مژده ای دل که دگر بادِ صبا بازآمدهدهد خوش‌خبر از طَرْفِ سبا بازآمد

برکش ای مرغِ سحر نغمهٔ داوودی بازکه سلیمانِ گل از بادِ هوا بازآمد

عارفی کو که کُنَد فَهْم زبانِ سوسنتا بپرسد که چرا رفت و چرا بازآمد

مردمی کرد و کرم لطفِ خداداد به منکـ‌آن بتِ ماه‌رخ از راهِ وفا بازآمد

لاله بویِ میِ نوشین بشنید از دمِ صبحداغ‌دل بود، به امّیدِ دوا بازآمد

چشمِ من در رهِ این قافلهٔ راه بماندتا به گوشِ دلم آوازِ دَرا بازآمد

گرچه حافظ دَرِ رَنجِش زد و پیمان بِشکستلطفِ او بین که به لطف از درِ ما بازآمد

تأمل روانشناختی

«گرچه حافظ در رنجش زد و پیمان بشکست / لطف او بین که به لطف از در ما بازآمد» از بازگشت پس از رنجش می‌گوید؛ از اینکه گاهی دیگری، با وجود دلخوری ما، مهربانانه بازمی‌گردد. پذیرفتن این بازگشت و فرصت دادن به ترمیم، به شجاعت و فروتنی نیاز دارد.

پرسشی برای امشب

آیا کسی پس از رنجش، با مهربانی به سویت بازگشته است؟ آیا به این بازگشت فرصت داده‌ای؟

فال حافظ پیشگویی نیست؛ تأمل‌ها برای خودشناسی و گفتگو نوشته شده‌اند و جنبه درمانی یا تشخیصی ندارند.

فالت را با دیگران به اشتراک بگذار

نیتی تازه

اگر دلت می‌خواهد درباره‌اش حرف بزنی

متخصصان مشکلات رابطه عاطفی