فال حافظ · غزل ۲۲۶

سنگ لعل شود اما به خون جگر

تَرسَم که اشک، در غمِ ما پرده‌دَر شودوین رازِ سر به مُهر به عالَم سَمَر شود

گویند سنگْ لَعل شود، در مقامِ صبرآری شود، وَلیکْ به خونِ جِگِر شود

خواهَم شُدَن به میکده گریان و دادخواهکَز دستِ غَم خلاصِ مَن، آنجا مَگَر شود

از هَر کَرانه تیرِ دُعا کَرده‌ام رَوانباشَد کَز آن میانه یکی کارگر شود

ای جانْ حَدیثِ ما بَرِ دِلدار بازگولیکن چنان مَگو که صَبا را خَبَر شود

از کیمیایِ مِهرِ تو زَر گَشت رویِ مَنآری به یُمْنِ لطفِ شُما خاک، زَر شود

دَر تنگنایِ حِیرتَم از نِخوتِ رَقیبیا رَب مَبادْ آن که گدا معتبر شود

بَس نکته غیرحُسن بِباید که تا کَسیمَقبولِ طبعِ مردمِ صاحب‌نظر شود

این سَرکشی که کنگرهٔ کاخِ وَصلْ راستسَرها بر آستانهٔ او خاکِ دَر شود

حافظ چو نافهٔ سَرِ زُلفش به دَستِ توستدَمْ دَرکَش اَر نِه بادِ صبا را خبر شود

تأمل روانشناختی

«گویند سنگ لعل شود در مقام صبر / آری شود ولیک به خون جگر شود» نگاهی واقع‌بینانه به رشد است: تغییر ممکن است، اما بی‌هزینه نیست. صبر تبدیل‌کننده است، اما درد هم دارد. و «از هر کرانه تیر دعا کرده‌ام روان / باشد کز آن میانه یکی کارگر شود» از امتحان کردن راه‌های مختلف می‌گوید.

پرسشی برای امشب

در کدام بخش زندگی در حال «لعل شدن» هستی؟ چه هزینه‌ای برای این رشد پرداخته‌ای؟

فال حافظ پیشگویی نیست؛ تأمل‌ها برای خودشناسی و گفتگو نوشته شده‌اند و جنبه درمانی یا تشخیصی ندارند.

فالت را با دیگران به اشتراک بگذار

نیتی تازه

اگر دلت می‌خواهد درباره‌اش حرف بزنی

متخصصان خودشناسی و رشد فردی