فال حافظ · غزل ۳۲۰

شب بی‌خواب و نقش خیال

دیشب به سیلِ اشک رَهِ خواب می‌زدمنقشی به یادِ خَطِّ تو بر آب می‌زدم

ابرویِ یار در نظر و خرقه سوختهجامی به یادِ گوشهٔ محراب می‌زدم

هر مرغِ فکر کز سرِ شاخِ سخن بِجَستبازش ز طُرِّهٔ تو به مِضراب می‌زدم

رویِ نگار در نظرم جلوه می‌نمودوز دور بوسه بر رخِ مهتاب می‌زدم

چشمم به رویِ ساقی و گوشم به قولِ چنگفالی به چشم و گوش در این باب می‌زدم

نقشِ خیالِ رویِ تو تا وقتِ صبحدمبر کارگاهِ دیدهٔ بی‌خواب می‌زدم

ساقی به صوتِ این غزلم کاسه می‌گرفتمی‌گفتم این سرود و مِیِ ناب می‌زدم

خوش بود وقتِ حافظ و فالِ مراد و کامبر نامِ عمر و دولتِ احباب می‌زدم

تأمل روانشناختی

«دیشب به سیل اشک ره خواب می‌زدم» و «نقش خیال روی تو تا وقت صبحدم / بر کارگاه دیده بی‌خواب می‌زدم» تصویر شب‌هایی است که فکر یک نفر خواب را می‌برد. نشخوار فکری شبانه، کیفیت خواب و روز بعد را می‌کاهد. نوشتن افکار پیش از خواب، یکی از راه‌های ساده برای آرام کردن ذهن است.

پرسشی برای امشب

آیا خیالی هست که شب‌ها خوابت را می‌برد؟ امشب پیش از خواب آن را روی کاغذ بیاور.

فال حافظ پیشگویی نیست؛ تأمل‌ها برای خودشناسی و گفتگو نوشته شده‌اند و جنبه درمانی یا تشخیصی ندارند.

فالت را با دیگران به اشتراک بگذار

نیتی تازه

اگر دلت می‌خواهد درباره‌اش حرف بزنی

متخصصان مشکلات خواب