فال حافظ · غزل ۳۵

نصیحتی که به گوش نمی‌رسد

برو به کارِ خود ای واعظ این چه فریادست؟مرا فِتاد دل از ره، تو را چه اُفتادست؟

میان او که خدا آفریده است از هیچدقیقه‌ای‌ست که هیچ آفریده نَگشادست

به کام تا نرساند مرا لبش، چون ناینصیحتِ همه عالم به گوشِ من بادست

گدایِ کویِ تو از هشت خُلد، مستغنی‌ستاسیرِ عشقِ تو از هر دو عالم آزادست

اگر چه مستیِ عشقم خراب کرد ولیاساسِ هستیِ من زآن خراب، آبادست

دلا مَنال ز بیداد و جورِ یار که یارتو را نصیب همین کرد و این از آن دادست

برو فَسانه مخوان و فُسون مدم حافظکز این فسانه و افسون مرا بسی یادست

تأمل روانشناختی

«برو به کار خود ای واعظ این چه فریاد است» از لحظه‌ای می‌گوید که نصیحت دیگران، هر چقدر درست، به گوش ما نمی‌رسد؛ چون دل جای دیگری است. این یادآوری برای ما هم هست وقتی می‌خواهیم کسی را نصیحت کنیم: شنیدن، اغلب اثرگذارتر از گفتن است.

پرسشی برای امشب

آخرین نصیحتی که شنیدی و به گوشت «باد» بود چه بود؟ آن موقع واقعاً به چه نیاز داشتی؟

فال حافظ پیشگویی نیست؛ تأمل‌ها برای خودشناسی و گفتگو نوشته شده‌اند و جنبه درمانی یا تشخیصی ندارند.

فالت را با دیگران به اشتراک بگذار

نیتی تازه

اگر دلت می‌خواهد درباره‌اش حرف بزنی

متخصصان مشکلات رابطه عاطفی