فال حافظ · غزل ۳۶۹

از یاران چشم یاری داشتیم

ما زِ یاران چَشمِ یاری داشتیمخود غلط بود آنچه ما پنداشتیم

تا درختِ دوستی بَر کِی دهدحالیا رفتیم و تخمی کاشتیم

گفت‌و‌گو آیینِ درویشی نبودور نه با تو ماجراها داشتیم

شیوهٔ چَشمت فریبِ جنگ داشتما غلط کردیم و صلح انگاشتیم

گُلبُنِ حُسنَت نه خود شد دلفُروزما دَمِ همت بر او بگماشتیم

نکته‌ها رفت و شکایت کس نکردجانبِ حُرمَت فرو نگذاشتیم

گفت خود دادی به ما دل حافظاما مُحَصِّل بر کسی نَگماشتیم

تأمل روانشناختی

«ما ز یاران چشم یاری داشتیم / خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم» از تلخ‌ترین تجربه‌های انسانی است: ناامیدی از دوستان. و «تا درخت دوستی بر کی دهد / حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم» پاسخی سازنده است: کاشتن دوستی، زمان می‌خواهد. و «نکته‌ها رفت و شکایت کس نکرد / جانب حرمت فرو نگذاشتیم» از حفظ احترام حتی در دلخوری می‌گوید.

پرسشی برای امشب

از کدام دوست «چشم یاری» داشتی و نشد؟ آیا «تخم دوستی» تازه‌ای می‌توانی بکاری؟

فال حافظ پیشگویی نیست؛ تأمل‌ها برای خودشناسی و گفتگو نوشته شده‌اند و جنبه درمانی یا تشخیصی ندارند.

فالت را با دیگران به اشتراک بگذار

نیتی تازه

اگر دلت می‌خواهد درباره‌اش حرف بزنی

متخصصان افسردگی