فال حافظ · غزل ۴

مهربانی، تنها راه نگه داشتن دل‌ها

صبا به لُطف بگو آن غزالِ رَعنا راکه سَر به کوه و بیابان تو داده‌ای ما را

شِکر فُروش که عُمرَش دراز باد چراتَفَقُّدی نَکُنَد طوطیِ شِکرخا را؟

غرورِ حُسنت اجازَت مَگَر نداد اِی گُلکه پُرسِشی نکُنی عَندَلیب شیدا را

به خُلق و لطف توان کرد صیدِ اهلِ نظربه بند و دام نگیرند مرغِ دانا را

ندانم از چه سبب رنگِ آشنایی نیستسَهی‌قَدانِ سیَه‌‌چشمِ ماه‌سیما را

چو با حبیب نِشینی و باده پِیماییبه یاد دار مُحِبّانِ بادپیما را

جُز این قَدَر نَتوان گفت در جَمالِ تو عیبکه وضع مِهر و وفا نیست رویِ زیبا را

در آسمان نه عجب گَر به گفتهٔ حافظسُرودِ زُهره به رقص آورد مسیحا را

تأمل روانشناختی

«به خلق و لطف توان کرد صید اهل نظر / به بند و دام نگیرند مرغ دانا را» خلاصه چیزی است که پژوهش‌های رابطه هم نشان می‌دهند: رابطه‌ها با مهربانی و توجه‌های کوچک روزانه پایدار می‌مانند، نه با کنترل و فشار. «تفقد» و «پرسش» — همان احوالپرسی ساده — از نشانه‌های پیوند سالم است و نبودنش، دل را به «کوه و بیابان» می‌فرستد.

پرسشی برای امشب

آخرین باری که یک احوالپرسی ساده حالت را بهتر کرد کی بود؟ امروز «تفقد» تو به چه کسی می‌تواند برسد؟

فال حافظ پیشگویی نیست؛ تأمل‌ها برای خودشناسی و گفتگو نوشته شده‌اند و جنبه درمانی یا تشخیصی ندارند.

فالت را با دیگران به اشتراک بگذار

نیتی تازه

اگر دلت می‌خواهد درباره‌اش حرف بزنی

متخصصان مشکلات رابطه عاطفی