فال حافظ · غزل ۴۴۸

شکر که بر جور دوامی داری

ای که در کوی خرابات مقامی داریجم وقت خودی ار دست به جامی داری

ای که با زلف و رخِ یار گذاری شب و روزفرصتت باد که خوش صبحی و شامی داری

ای صبا! سوختگان بر سر ره منتظرندگر از آن یار سفرکرده پیامی داری

خال سرسبز تو خوش دانهٔ عیشی‌ست ولیبر کنار چمنش وه که چه دامی داری

بوی جان از لب خندان قدح می‌شنومبشنو ای خواجه اگر زان که مشامی داری

چون به هنگام وفا هیچ ثباتیت نبودمی‌کنم شکر که بر جور دوامی داری

نام نیک ار طلبد از تو غریبی چه شود؟تویی امروز در این شهر که نامی داری

بس دعای سحرت مونس جان خواهد بودتو که چون حافظ شب‌خیز غلامی داری

تأمل روانشناختی

«چون به هنگام وفا هیچ ثباتیت نبود / می‌کنم شکر که بر جور دوامی داری» طنزی تلخ درباره کسی است که در وفا بی‌ثبات است و در آزار پایدار. این الگو در رابطه، زنگ خطری جدی است. و «ای صبا سوختگان بر سر ره منتظرند / گر از آن یار سفرکرده پیامی داری» از انتظار خبر می‌گوید.

پرسشی برای امشب

آیا در رابطه‌ای، «وفا» ناپایدار و «جور» پایدار است؟ این الگو را چه مدت تحمل کرده‌ای؟

فال حافظ پیشگویی نیست؛ تأمل‌ها برای خودشناسی و گفتگو نوشته شده‌اند و جنبه درمانی یا تشخیصی ندارند.

فالت را با دیگران به اشتراک بگذار

نیتی تازه

اگر دلت می‌خواهد درباره‌اش حرف بزنی

متخصصان مشکلات رابطه عاطفی