فال حافظ · غزل ۴۸۳

شراب در اربعین صاف می‌شود

سحرگه ره ‎روی در سرزمینیهمی گفت این معما با قرینی

که ای صوفی شراب آن گه شود صافکه در شیشه برآرد اربعینی

خدا زان خرقه بیزار است صد بارکه صد بت باشدش در آستینی

مروت گر چه نامی بی‌نشان استنیازی عرضه کن بر نازنینی

ثوابت باشد ای دارای خرمناگر رحمی کنی بر خوشه‌چینی

نمی‌بینم نشاط عیش در کسنه درمان دلی نه درد دینی

درون‌ها تیره شد باشد که از غیبچراغی برکند خلوت‌نشینی

گر انگشت سلیمانی نباشدچه خاصیت دهد نقش نگینی؟

اگر چه رسم خوبان تندخویی‌ستچه باشد گر بسازد با غمینی؟

ره میخانه بنما تا بپرسممَآل خویش را از پیش‌بینی

نه حافظ را حضور درس خلوتنه دانشمند را علم‌ الیقینی

تأمل روانشناختی

«که ای صوفی شراب آنگه شود صاف / که در شیشه برآرد اربعینی» می‌گوید پختگی و صفا زمان می‌برد؛ مثل شرابی که چهل روز باید بماند. رشد درونی هم عجله‌بردار نیست. و «اگر چه رسم خوبان تندخویی است / چه باشد گر بسازد با غمینی» درخواستی برای نرمی با کسی که غمگین است. «نمی‌بینم نشاط عیش در کس» هم از حال جمعی گرفته می‌گوید.

پرسشی برای امشب

کدام تغییر در تو هنوز در حال «صاف شدن» است؟ آیا به آن زمان کافی می‌دهی؟

فال حافظ پیشگویی نیست؛ تأمل‌ها برای خودشناسی و گفتگو نوشته شده‌اند و جنبه درمانی یا تشخیصی ندارند.

فالت را با دیگران به اشتراک بگذار

نیتی تازه

اگر دلت می‌خواهد درباره‌اش حرف بزنی

متخصصان خودشناسی و رشد فردی