فال حافظ · غزل ۵۸

فال نیک و امید

سرِ ارادتِ ما و آستانِ حضرت دوستکه هر چه بر سرِ ما می‌رود ارادتِ اوست

نظیرِ دوست ندیدم، اگر چه از مَه و مِهرنهادم آینه‌ها در مقابلِ رخِ دوست

صبا ز حالِ دلِ تنگِ ما چه شرح دهد؟که چون شِکَنجِ ورق‌هایِ غنچه تو بر توست

نه من سَبوکش این دیرِ رندسوزم و بسبسا سَرا که در این کارخانه سنگ و سبوست

مگر تو شانه زدی زلفِ عنبرافشان را؟که بادْ غالیه‌سا گشت و خاکْ عنبربوست

نثارِ رویِ تو هر برگِ گل که در چمن استفدای قَدِّ تو هر سروبُن که بر لبِ جوست

زبانِ ناطقه در وصفِ شوق نالان استچه جای کِلکِ بریده‌زبانِ بیهُده‌گوست؟

رخِ تو در دلم آمد مراد خواهم یافتچرا که حالِ نکو در قَفایِ فالِ نکوست

نه این زمان دلِ حافظ در آتشِ هوس استکه داغدار ازل همچو لالهٔ خودروست

تأمل روانشناختی

«رخ تو در دلم آمد مراد خواهم یافت / چرا که حال نکو در قفای فال نکوست» از قدرت امید می‌گوید. روانشناسی مثبت نشان می‌دهد انتظار مثبت، رفتار ما را هم تغییر می‌دهد و ما را به سمت فرصت‌ها می‌برد. فال نیک، دعوتی است به دیدن امکان‌ها.

پرسشی برای امشب

اگر امروز را با «فال نیک» شروع کنی، دنبال کدام امکان تازه می‌گردی؟

فال حافظ پیشگویی نیست؛ تأمل‌ها برای خودشناسی و گفتگو نوشته شده‌اند و جنبه درمانی یا تشخیصی ندارند.

فالت را با دیگران به اشتراک بگذار

نیتی تازه

اگر دلت می‌خواهد درباره‌اش حرف بزنی

متخصصان خودشناسی و رشد فردی