فال حافظ · غزل ۷۵

هیچ چیز بی‌دلیل نیست

خوابِ آن نرگسِ فَتّانِ تو، بی‌چیزی نیستتابِ آن زلفِ پریشانِ تو، بی‌چیزی نیست

از لبت شیر روان بود که من می‌گفتم«این شکر گِردِ نمکدانِ تو، بی‌چیزی نیست»

جان درازیِ تو بادا که یقین می‌دانمدر کمان ناوَک مژگانِ تو، بی‌چیزی نیست

مبتلایی به غمِ محنت و اندوهِ فراقای دل! این ناله و افغان تو، بی‌چیزی نیست

دوش، باد از سرِ کویش به گلستان بگذشتای گل! این چاکِ گریبانِ تو، بی‌چیزی نیست

دردِ عشق ار چه دل از خلق نهان می‌داردحافظ این دیدهٔ گریانِ تو، بی‌چیزی نیست

تأمل روانشناختی

ردیف «بی‌چیزی نیست» می‌گوید هر ناله و اشکی دلیلی دارد. «ای دل این ناله و افغان تو بی‌چیزی نیست» دعوتی است به جدی گرفتن احساسات خود. وقتی غمگینیم، به جای سرزنش خود، می‌توانیم بپرسیم این احساس از چه چیزی خبر می‌دهد.

پرسشی برای امشب

کدام احساس این روزهایت را جدی نگرفته‌ای؟ اگر بپرسی «از چه خبر می‌دهد؟»، چه پاسخی می‌شنوی؟

فال حافظ پیشگویی نیست؛ تأمل‌ها برای خودشناسی و گفتگو نوشته شده‌اند و جنبه درمانی یا تشخیصی ندارند.

فالت را با دیگران به اشتراک بگذار

نیتی تازه

اگر دلت می‌خواهد درباره‌اش حرف بزنی

متخصصان مدیریت هیجان