فال حافظ · غزل ۲۷۹

شکر ایام وصال

خوشا شیراز و وضعِ بی‌مثالشخداوندا نگه دار از زَوالش

ز رکن آباد ما صد لوحش اللهکه عمرِ خضر می‌بخشد زلالش

میانِ جعفرآباد و مُصَلّاعبیرآمیز می‌آید شِمالش

به شیراز آی و فیضِ روحِ قدسیبجوی از مردمِ صاحب کمالش

که نامِ قند مصری برد آنجا؟که شیرینان ندادند اِنفِعالش

صبا زان لولیِ شنگولِ سرمستچه داری آگهی؟ چون است حالش؟

گر آن شیرین پسر خونم بریزددلا چون شیرِ مادر کن حلالش

مکن از خواب بیدارم خدا راکه دارم خلوتی خوش با خیالش

چرا حافظ چو می‌ترسیدی از هجرنکردی شُکرِ ایامِ وصالش؟

تأمل روانشناختی

«چرا حافظ چو می‌ترسیدی از هجر / نکردی شکر ایام وصالش» پرسشی عمیق است: گاهی آن‌قدر نگران از دست دادن هستیم که از داشتن لذت نمی‌بریم. ترس از جدایی، لحظه‌های وصال را هم تلخ می‌کند. و «خوشا شیراز و وضع بی‌مثالش» ستایش مکان و خاطره است.

پرسشی برای امشب

آیا ترس از دست دادن چیزی، لذت داشتنش را از تو گرفته است؟ امروز چطور می‌توانی «شکر وصال» کنی؟

فال حافظ پیشگویی نیست؛ تأمل‌ها برای خودشناسی و گفتگو نوشته شده‌اند و جنبه درمانی یا تشخیصی ندارند.

فالت را با دیگران به اشتراک بگذار

نیتی تازه

اگر دلت می‌خواهد درباره‌اش حرف بزنی

متخصصان سوگ و فقدان